نمای شب حرم.صحن انقلاب

 برای مشاهده اندازه واقعی نمای شب-حرم امام رضا-صحن انقلاب کلیک کنید

...اینجاکران بی کران عالم عشق است...نمی دانی عرش به فرش آمده یا تو در اوج ملکوتی؟... اینجا میان حاجت و اجابت فاصله ای نیست...خوب گوش کنی آوای بال فرشتگان شنیدنیست... بازی نور در حوض آب وسط صحن و سرای گل هشتم تو را از خود بی خود می کند..اطرافت را می نگری..در شهر همه مستند...هشیار نمی بینی... و خدا خیلی اینجا نزدیک است ..نزدیک تر از لای این شبو ها..نزدیک تر از پای آن کاج بلند...نزدیک تر از رگ گردن...صدای نقار خانه روانت را جلا میدهد و این دیگر نه تویی..که قطره ای هستی محو شده در دریای دوستداران رضوی...به کردار بچه آهو..می گریزی از هرچه می خواهد تو را شکار کند...از نفست....به دامان پر مهر امام مهربان...اینجا...حرم است.

صلوات خاصه امام رضا(ع)

http://aftab1390.persiangig.com/image/ziyarat.gif

صلوات خاصه ی امام رضا (ع)

 

اللهم صَلِّ عَلیَ عَلِی ِبنِ موسیَ الرِضاَ المُرتضی

 

   اَلاِمامِ التَقِی النَقِی وحجتکَ عَلَی مَن

 

   فوقَ الاَرض و مَن تحتَ الثَریَ

 

  الصِدیقِ الشَهید صَلاةً کثیرةً تامةً زاکیةً متواصلةً

 

  متواترةً مترادفةً کَاَفضَلِ مَا صَلَّیتَ عَلَی اَحَدٍ مِن اَولیِائِک


ولادت امام رضا

یا علی بن موسی الرضا

تو مثل من سر کویت هزارها داری

ولی بدان که گدایت فقط تو را دارد

Emam Reza YazdFun com 4 عکس های بسیار زیبا از حرم امام رضا (ع)
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی

دربار کسی پنجره فولاد ندارد....


Emam Reza YazdFun com 2 عکس های بسیار زیبا از حرم امام رضا (ع)

از خاک تو کسب ابرو کردم من

با عطر ضریح تو وضو کردم من

تا صید کسی نگردد اهوی دلم

مولای غریب برتو رو کردم من

White diagonal cross over blue background 
غم های زمانه ام که بی حد باشد
 یا آب و هوای دل من بد باشد
  در تَق تَقِ این قطار حل خواهد شد
 

وقتی حرکت به سمت “مشهد” باشد

.........................................................................................................................................................
مرا طلای گنبد تو بی قرار میکند

ولادت  با سعادت حضرت علی بن موسی الرضابر محبین اهل بیت مبارک باد

خداوند توانا



ای آدم ، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است ?

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ

سوره : الانفطار آیه : 6

اللهم الرزقنا حرم...

یا رضا

بر یازده امام چه دلتنگ میشوم

می ایم و طواف مزار تو میکنم


Emam 
Reza YazdFun com 11 عکس های بسیار زیبا از حرم امام رضا (ع)


 بی اختیار به ضریخت خیره می شوم

سعی می کنم بر احساس چیره می شوم

من دل شکسته آمده ام ای پناه من

با اشک بر زخم دل جبیره می شوم

Emam Reza YazdFun com 16 عکس های بسیار زیبا از حرم امام رضا (ع)


عشق در واژه نمی گنجد و معنا نشود،عاشقی با اگر و شاید و اما نشود... شرط اول قدم آن است که مجنون باشی... هرکسی در به در خانه لیلا نشود... دیر اگر راه بیفتیم به یوسف نرسیم... سر بازار که او منتظر ما نشود... لذت عشق به این حس بلاتکلیفی است... لطف تو شامل ما یا بشود یا نشود من فقط روبروی گنبد تو خم شده ام...کمرم غیر در خانه ی تو تا نشود هرقدر که باشد دور ضریح تو شلوغ.... من ندیدم که بیایدکسی و جا نشود.....

  آی کبوتر که نشستی روی گنبدطلا

..................................................................................................................................

اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو

به دلم افتاده بود صدا زدیناقا منو

دل تنهامو اوردم با یه دنیا دلخوشی

کمتر از اهو که نیستم

میشه ضامنم بشی؟!؟


Emam Reza 
YazdFun com 7 عکس های بسیار زیبا از حرم امام رضا (ع)

بنجره فولاده رضا برات کربلا میده...

دوباره راهی حرمم...

اللهم الرزقنا زیارت قبر الحسین

یازینب


خانه خراب عشقم و سربارِ زینبم ... این نعره ها و عربده ها بی دلیل نیست ؛ یک گوشه از شلوغی بازار زینبم ... هرکس به بیرق و علمش چپ نگاه کرد ؛
با خشم من طرف شده ؛ مختار زینبم ..

http://www.basirat.ir/files/9205/Orginal/59ca473b_ccaa_4474_b45d_cb6a94ec89a2.jpg

حسین جان
صدشکر که نو گشته ضریحت اما...
دلشوره ی صحن خواهرت را داریم!

عیدفطر

حسین جان

فطریه ماراهم با غلامانت کناربگذار که عمریست

ریزه خوار سفره تو هستیم


عیدتان مبارک


دعا میکنم انشاالله درصفحه اخرمقدراتتون ملائک این جمله رانوشته باشند

محب امیرالمومنین است

عاقبتش ختم به خیر شد...

شهادت شاه نجف

اشهد ان امیرالمونین علی ولی الله


امشب این دل یاد مولا می کند

لیلة القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا

نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . . .



دعا بدون علی قابل اجابت نیست

که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی

بزن تو دست توسل به دامن مولا

که درد جامعه را بهترین دواست علی(ع) . . .


لیله القدر

الهی
تو را سوگند بر مظلو میت علی و دلهای مملوّ از آه و فغان
به حرمت شب قدر بینوایان را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان
و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما

متن های زیبا برای شب های قدر 92

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
لیله القدر عزیز است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

باز قدر آمد و شور دگری برپا شد
نور قرآن ببارید ، شرری برپا شد
شب قدر آمد و چشمان دلم شهلا شد
شبنم عشق ببارید و شبم ، یلدا شد . . .
................................................................................................................
*در شب های قدر*
*التماس دعای فرج*
اللهم عجل لولیک الفرج

ماه مبارک رمضان

دل میلرزد در نگاه پشت سر

قلب آرام میگیرد از لحظه های پیش رو

چشمه های شادابی میپیچند در بوستان سپاس

نسترن های توبه ..آذین باغ نیایش

مهتاب پهن میکند حریم ملایم غفران

آبشار بلند هستی میسراید سرود العفو....

موج میزند تپش در قلب درو افتاده ها

اشکی از عمق جان..

آهی از ته دل

عزمی جزم

خجالت میکشم از تو یارب

اما تو خواندی مرا

ومن آمدم

دستم را بگیر یارب..........

رمضان در راه است...

............................................................................................................................................

کوله بارت بر بند ..شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد

برسیم...

ای سبکبال دراین راه شگرف...

در مناجات خدایی شدنت...

در دعای سحرت....

هرگز از یاد مبر من جامانده بسی محتاجم...

حرف دل با امام رضا

"السلام علیک یا غریبَ الغُرَبا یا مُعینَ الضُعَفاء و الفقراء
السُّلطان یا ابَا الحسن یا علیّ بن موسی الرضا المرتضی
کُن شَفیعَنا و شَفیعِ والدَینا فی یوم الجزاء و رحمة الله وبرکاته"

بـه نـام ایــزد بـی همتــا

سلامـ بر تـو ای امام خوبی ــها، ای سرچشمـه زلال معرفــت.

دلم برایت تنگـــ است و برای دیدن حرمـت ثانیـه شمارے می کنــد.

هوای کبوتــران حرمــت را کرده ام که عاشقــانه بر گنبدت پرواز می کننــد و عارفانه پروردگــارت را تسبیــح می کننــد.

چشــم انتظـــار دیدن ضریح زیبــایت تا با زیــارتش، معبــودم را خالق این همه خوبــے و معرفت را زیارت کنم.

و به یاد آرم او که چنین مخلوق بـے نهایت مهربانــے را دارد که این همه عاشق را از راه ــهای دور و نزدیک به سمت خود

می کشاند، چه بی ــکران صفا و کرمی دارد که ما او را هر روز زیارت نکنیم و تسبیحش نگوییم.

دلم برای دیدنت پر می کشد. برای صدای نقاره ــها!

برای پنجره فولادت، صحن و سراے با صفا! مشهدت یا امام رضا (ع)!

عاشقانه رضا رضا صدا کردنت و عارفانه خواندنت!

که تو نیز مرا بخوانے و صدایم بشنوے و آبرویم را نزد معبودم بخرے!

یا ضامن آهو دلم تنگ است برایت


[تصویر:  aghamreza.jpg]



محبوب رضاست هر که دل ریش تر است

از کعبه صفای این حرم بیشتر است

اینجاست طبیبی که ندارد نوبت

هر دل که شکسته تر بود پیش تر است

 


اسمع افهم یا فلان بن فلان

اسمع، افهم یا فلان ابن فلان… بشنو و بفهم آی فلانی پسر فلانی

این جمله شدیدا تکان دهنده، ابتدای کلماتی است که به میت در قبر تلقین می کنند. در حین گفتن این کلمات، فرد تلقین خوان، بازوان مرده را محکم تکان می دهد…

هیچ مکانی به اندازه غسالخانه و هیچ زمانی به اندازه زمان خواندن کلمات تلقین، بیدار کننده و هشدار دهنده نیست.

غسالخانه جایی که هر چند دقیقه یک جنازه جدید به جمع جنازه ها اضافه می شود و مردمی را می بینی که برخی قرآن می خوانند، برخی ضجه می زنند و برخی دیگر می ترسند بر سر جنازه ظاهر شوند و غسل دهنده را می بینی که گویی در حمام است و هیچ برایش تفاوتی نمی کند که این که می شورد مرده است یا زنده! مردگانی که تا روز قبل در جمع ما بوده اند و مایی که همچنان عبرت نمی گیریم … گویی مرگ تنها برای دیگران است.

قبر، قبرستان

اما لحظات تلقین میت بسیار تکان دهنده است. مرده را در میان گریه و زاری بستگان به درون قبر می گذارند و … اسمع افهم یا فلان ابن فلان  بشنو، بفهم ای فلانی پسر فلانی و تکانهایی که به شانه اش می دهند انسان را تکان می دهد. و بعد پرسشهایی از میت که آیا بر عهد خود باقیمانده ای از شهادت بر وحدانیت خدا و پیامبری رسول و امامت امامان ۱۲ گانه …  سپس سنگهای لحد و خاکهایی که قبر را پر می کنند و مرده ای که تا لحظاتی دیگر تنها می شود و باید پاسخگوی فرشتگان الهی در شب اول قبرش باشد.

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت کرد.

 

 این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

پرسیدند چرا این طور شده‏ ای؟

در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟

آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.

ولادت امام زمان

http://andishehonline.ir/wp-content/uploads/Salam-Bar-Mahdi.jpg

با سلام ای اقا

شبتان مهتابی

روز میلاد شما دربیش است...

عرض تبریک اقا

وکمی بی تابی...

چشم عالم به دقایق نگران خواهد شد

کوچه ها منتظرند...

دشت ها حوصله سبزه ندارند دگر

بس چرا دیر اقا؟!

ای نفس ها به فدایت

اندکی تند قدم بردارید...

http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_originals/___imam_mahdi_17/monji__www_shiapics_ir_20120202_1726838395.jpg

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم

اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم

درون سينه ما عشق يخ زده آقا
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

انتخابات

امده بودند تا ابرومندانه شکست بخورند...

اما قدرتمندانه بیروز شدند!

امده بودند تا حیات سیاسی شان را احیا کنند...

اما مدیریت سیاسی شان را احیا کردن!

چون توانستند بایه های نصرتشان را روی شانه های غفلت ما بگذارند...

درحقیقت ما صعودشان دادیم!

انهم با دوری از هدف ونزدیکی به خود...

اینبار تنگه احد تنگنای خودخواهی ها و بی گذشتی ها بود!!

اما...

خدابزرگ است!

........................................................

روزی که نتیجه به نفع ما نبود

نه خانه ای

نه مسجدی

نه اتوبوسی

ونه بانکی اتش گرفت...

دلمان شکست اما لبخندزدیم چون مامور به عملیم نه مسئول نتیجه!

تا ابد بر اصولمان بایداریم...

سر رهبرمان سلامت که اگر نبود این دلشکستگی امانمان را میبرید...!

........................................................

0tobenvis.com 103 عکس های بسیار کمیاب و فوق العاده قدیمی از آیت 
الله خامنه ای  رهبر معظم انقلاب

امت حزب الله جمهوریت رافدای اشرافیت نمیکند و از اراء رقیبش حمایت میکند!

حسن روحانی ازصندوق دولتی بیرون امد که به دروغگویی مشهورش کرده بودند!

خوشحالیم حداقل زیر سایه ولایت طعم بیروزی را میچشند!

همان امامی که به دیکتاتوری متهمش میکنند!

جای حاج بخشی خالی که برچم بچرخاند وبگوید:

ماشالله...حزب الله

........................................................

مشارکت حداکثری مردم دربای صندوق

رهبرم راشاد کرد...

شادم به شادی رهبرم...

الحمدالله...

دعاکنید انشاالله خون دل نخورد!!

سخنی شهید جهان ارا


Click for larger version

بچه ها
اگر شهر سقوط کرد....
نگران نباشید
!
دوباره فتح میکنیم...
مراقب باشید ایمانتان سقوط نکند...!

شهید محمدعلی جهان ارا

ولادت امام حسین

تصاویر ناب از حرم امام حسین (ع) - www.taknaz.ir

دریایی به نام حسین

می‏گویند: «پایان شب سیه سپید است» و ازاین‏رو، خورشید تو دوبار، متولد شد؛ یکی در خانه فاطمه و دیگربار بر نیزه‏های شبزدگان.
روزی که عطر تو در ایوان ملائک پیچید، ملائک، تبریک‏گویِ پروردگارِ تو بودند، تا ذرات جهان، به سجود درآمدند و تو را ذکر گفتند؛ «یاحسین».

خداوند، تو را آفرید تا از رعدِ گریه‏های شبانه علی، بارانِ رحمت خود را بر زمین ببارد و به ازای هر قطره اشک علی، دریایی به نام حسین را هدیه کند.

دوستیِ حسین علیه‏السلام

هیچ سجاده‏ای باز نشد که نام تو را رمز عبور خود نکرد، یا حسین!

خاکِ تو، آبروی سجده من است و آب، با تولد تو، در فرهنگ لغات دلم، هم‏خانواده حسین شد.
آن‏که تو را زیارت کند، هزار هزار درجه نزد خداوند به او عطا کنند؛ چراکه باران مهرِ تو، پوسته سخت دانه دل را می‏شکافد.

یا حسین! از قرن‏های آن سوی تقویم، وقتی نوازشِ نور تو در رگ‏هایمان جاری می‏شود، چه تماشا دارد لذت گم شدن و غرق شدن در اسمت!

شفیع قیامت

حسین، تنها واژه‏ای است که وقتی زاده شد، برخاست؛ مثل عطر، وقتی که سرِ مظروف آن را جدا می‏کنند و سرریز می‏شود.
تکرار تو بر نوارهای سبز دیوارهای مسجد، یادمان داد که تو بیش از یک نفر بودی. تو را باید آن‏قدر نوشت، تا محراب و جانماز و نقش اسلیمی طاق‏نماهای زمین، به ناتمامِی تو اقرار کنند؛ یا حسین!
«در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم ***بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم ***به گفت‏وگوی تو خیزم به جست‏وجوی تو باشم»

سنگ مزار امام هشتم

  شاید برای شما جالب باشد که بدانید روی سنگ مزار گل هشتم شیعیان چه چیزی نوشته شده است.

تاریخچه سنگ قبر امام رضا (ع) و

 نوشته های روی آن

باشگاه خبرنگاران نوشت: «تاکنون سه سنگ مرقد بر مزار حضرت رضا (علیه السلام) نصب گردیده که هر کدام ارزش تاریخی خود را دارند. در اینجا به اجمال تاریخچه این سنگ و مفصل از نوشته های سنگ کنونی را برای شما بازگو می کنیم. قدیمی‌ ترین سنگ مرقد امام رضا(ع) ، سنگ مرمری با ابعاد 40 * 30 و قطر 6 سانتی‌متر است که در اوایل قرن ششم بر مزار امام ( علیه السلام ) نصب شد . این سنگ از نفایس بسیار ارزشمند موزه آستان قدس رضوی، از نظر تاریخی است و اهمیت فوق العاده‌ ای دارد . سه کتیبه در حاشیه سنگ و یک کتیبه در سطح محرابی شکل آن به خط کوفی شکسته نقش بسته است . دومین سنگ مرقد امام ( علیه السلام ) ، به‌ظاهر سنگی از جنس مونسار ( مرمر سفید آهکی ) است که به‌جای سنگ قبلی بر مزار امام ( علیه السلام ) جای داشته و آگاهی چندانی از چگونگی آن به دست نیامده است . سومین سنگ مزار حضرت ، سنگی مرمر بسیار ممتاز از معدن توران‌پشت یزد است . این سنگ به رنگ سبز چمنی با ابعاد 20 / 2 در 10 / 1 و قطر یک متر و وزن 3600 کیلوگرم است که هم‌ زمان با تعویض و نصب ضریح پنجم در سال 1379 ه .ق در حرم مطهر ، درون ضریح بر مرقد امام ( علیه السلام ) نصب شد . سنگ پیشین مضجع شریف امام ( علیه السلام ) به لحاظ قدمت و آسیب دیدگی ، همزمان با تعویض و نصب ضریح جدید با حضور مقام معظم رهبری ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ( مدّظله‌العالی ) تعویض و به‌جای آن سنگ جدید با محتوای الهام بخش هنری و آیات الهی بر مضجع نورانی امام ( علیه السلام ) نصب شد . بر سطح این سنگ جدید ، علاوه بر کلمات مقدس و الهام بخش ، تاریخ ولادت و شهادت امام هشتم ( علیه السلام ) نقش بسته است . متن زیر بر سطح سنگ جدید مرقد امام رضا ( علیه السلام ) حک شده است : «هذا هو المرقد الشریف للامام التقی النقی الصدیق الشهید ، وارث الانبیاء والمرسلین ، ثامن الائمه المعصومین من اهل بیت رسول رب العالمین ، حجه الله علی الخلق اجمعین ، سیدنا و مولانا ابی الحسن الرضا علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین . ولد بالمدینه فی الحادی عشر من ذی القعده عام 148 و استشهد بطوس فی آخر صفر سنه 203 من الهجره النبویه و قد جدّد هذا المضجع المطهر عام 1418 ه .ق » ترجمه متن کتیبه : «این مرقد شریف امام پرهیزگار ، پاک ، راستگو ، شهید و وارث پیامبران و فرستادگان پروردگار ، هشتمین فرد از امامان معصوم اهل بیت پیامبر خدای جهانیان ، حجت خدا بر تمام موجودات عالم ، آقا و مولای ما ابوالحسن رضا ، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیه السلام ) ، که سلام و درود خداوند بر تمام آنان باد . در روز 11 ذی العقده سال 148 ه .ق در مدینه متولد و در آخر ماه صفر سال 203 از هجرت پیامبر ، در شهر توس شهید شد و این مرقد مطهر در سال 1418 ه .ق بازسازی شد . » و نیز دو بیت زیر از اشعاری که حضرت به قصیده دعبل ملحق فرموده‌ اند ، بر آن حک شده : و قبر بطوس یا لها من مصیبه * الحت علی الاحشاء بالزّفرات الی الحشر حتی یبعث الله قائماً * یفرّجُ عنا الغمّ و الکربات ( قبری در طوس است ، چه عجب مصیبتی است ، مصیبت آن با ناله ‌های دردناک ، آتش حسرت را تا روز قیامت در درون می ‌افروزد تا اینکه خداوند قائمی را برانگیزد و اندوه و سختی‌ ها را از ما برطرف سازد . ) علاوه بر این ، آیاتی از کلام الله مجید نیز زینت ‌بخش سنگ شده است : بالای سر مبارک : یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی پیش روی مبارک : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیراً پشت سر مبارک : سلام علی آل یاسین انا کذالک نجزی المحسنین انه من عبادنا المؤمنین پایین پای مبارک : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم زیر خط ‌های کتیبه نوشته شده است : سلام علی آل طه و یس * سلام علی آل خیر النبیین سلام علی روضه حل فیها * امام یباهی به الملک و الدین

کرامت ثامن الحجج  

کشیک کفشداری داشتم ؛ نوبتِ من شب بود ؛ معمولا بین ما خادمین رسمه که اگه حاجتی یا مشکلی داشته باشیم غذای نوبت کشیکمون رو نذر حضرت رضا لیه السلام) می کنیم و تقریبا بی استثنا مشکلمون حل میشه و حاجت روا میشیم مگر اینکه چیزی خارج از صلاح و خیر درخواست کنیم تازه همون هم بزودی حکمتش برامون روشن می شه و با این التفات ؛ راضی می شیم .

اونشب گرسنه بودم . . . از مهمانسرای حضرت ؛ سهم شام ِ کفشداری ما رو آوردن ؛ دوستانم شامشونو خوردن ولی من چون نذر داشتم با شکم گرسنه شامِ داغِ حاضر آماده رو گرفتم دستم و رفتم توی صحن تا بدم به یکی از زایرین که محتاج تر و مستحق تر باشه . . .

معمولا هروقت غذا به دست و با لباس خدمت به صحن می رفتم همه میریختن اطرافم که یه تکه از اونو به عنوان تبرک با خودشون ببرن و همیشه غوغایی به پا می شد اما این دفعه هیچکس به طرف من نیومد ! نه ازدحامی نه درخواستی؛ یعنی چه؟ چرا ایندفعه اینجوریه؟چشمم افتاد به یه پیرزن خمیده قامت با یه چادر کهنه ؛ گفتم : خودشه ؛ باید شامو به او بدم و نذرمو ادا کنم اما تا اومدم اقدام کنم با بی اعتنایی از کنارم رد شد و من مثل آدمهای حیرون تا به خودم اومدم دیدم چند متر با من فاصله گرفته و پشت به من داره به راهش ادامه میده و من هم هیچ انگیزه ای ندارم که به طرفش برم!؟

این وضعیت عادی نیست . من بارها اینکارو انجام دادم امشب هیچ اقبال و استقبالی نیست ! تاحالا این وضعو ندیده بودم . دلم گرفت شایدم یه کمی بارونی شدم . . .

یا امام رضا ! نکنه از دست من ناراحتین و اصلا دوست ندارین که به درگاهتون عرض حاجت کنم ؟ واینها هم علامتهاشن؟ احساس غربت ؛ محرومیت و تنهایی بدجوری داشت اذیتم می کرد و این فکر که ببینم چه کار کردم که حضرت از این خادم خودشون دلگیر شدن . . . .

توی همین احوال یکدفعه چشمم افتاد به مردی شیک پوش با کت و شلوار اطو کشیده و مرتب که دستِ بچة 9-10 ساله اش رو گرفته بود و داشت از حرم خارج می شد و به صحن میومد ؛ بچه هم لباس مرتبی به تن داشت و سفت و سخت دست بابا رو چسبیده بود . با دیدن اونها بطور عجیب و غریبی حالم دگرگون شد و مثل دفعه های قبل که نذر میکردم اون احساس گرمی و شوق رو به شدت در خودم حس کردم ؛ دیگه از اون غربت و بی اعتناییِ آزاردهنده اثری نبود . . . مثل آهن و آهنربا دارم به طرف این پدر و پسر کشیده می شم بدون اینکه بفهمم چرا؟ به طرفشون راه افتادم ولی اینکار هیچ منطقی نداره ؛ ایناکه مستحق نیستن ! احتمالا توی بهترین هتلهای مشهد اتاق دارن و یه شام مفصل هم انتظارشونو میکشه ؛ اونوقت من شام نذریِ حضرت رو بدم به اینها؟ نه اینها مستحق نیستند . یکدفعه با این افکار به خودم اومدم و دوباره سرِ جام میخکوب شدم . . . ولی انگار مقاومت بی فایدس! بی اختیار و خارج از هر محاسبه و منطقی دارم به طرفشون جذب می شم و دست خودم نیست . . .  بالاخره چند ثانیه بعد دلمو زدم به دریا و راه افتادم و در حالیکه ظرف یکبار مصرف شام روی دستهام بود با احترام بهشون تعارف کردم وگفتم : سلام !  این شامِ حضرت رضا( علیه السلام) است و منهم از خادمین حرم هستم این مال شماست !!! حالا خودم هم نمیدونم چرا دارم این کارو انجام میدم . . .

مرد شیک پوش با تعجب و بُهت ؛ مدتی به ظرف شام خیره شد و یه دفعه خون دوید توی صورتش ؛ پسرش با خوشحالی گفت : بابا شام ! و پدر بی اختیار زد زیر گریه !! . . .   من مات و مبهوت با نگرانی پرسیدم : چی شده ؟ شما رو ناراحت کردم؟ پدر در حالیکه اشکهاشو از روی صورتش پاک می کرد گفت : خیر آقا ؛ ما از شما خیلی هم متشکریم ! گریه من به خاطر کرامتی است که هم اکنون از این امام بزرگوار دیدم . . .   و چون نمی تونست درست صحبت کنه  با سختی کلمات رو ادا کرد و دیگه گریه امانش نداد . .

چند لحظه به همین ترتیب گذشت ؛ وقتی آرومتر شد گفت : همین الان که توی حرم بودیم داشتیم ضریحو طواف میکردیم که ناگهان دیدم پسرم وسط آن شلوغی و ازدحام خم شد و چیزی از روی زمین برداشت و به دهن گذاشت و خورد . گفتم : چه کار کردی؟ این چی بود که خوردی؟ گفت : یه دونه نخودچی روی زمین افتاده بود برداشتم خوردم . من با عصبانیت دستشو کشیدم و گفتم : چرا اینکارو کردی؟ مگه تو نمی دونی که زمینِ اینجا زیر پای اینهمه زایر از شهرهای مختلف ؛ کثیف می شه و حتما اون نخودچی هم به پای اونا خورده و کثیف شده ؛ اونوقت تو اونو می ذاری توی دهنت و می خوری؟ حساب نمی کنی که هزارتا مرض می گیری؟  پسرم در حالیکه ترسیده بود بغض کرد و گفت : آخه پدر یه عالمه وقته که اینجا هستیم و من گرسنه ام ؛ شما هم که به هتل نمی رین تا شام بخوریم ؛ من خسته شدم . . . با عصبانیت گفتم : گرسنه ای؟ به ایشان بگو گرسنه ای! . . . و اشاره کردم به ضریح حضرت رضا لیه السلام) ؛ راستش خودم هم نفهمیدم که چرا در اون لحظه چنین حرفی زدم؟ و پسرم بلافاصله رو به ضریح گفت : ای امام رضا من گرسنه ام ! . . .  وقتی او با صدای بلند رو به ضریح اظهار گرسنگی کرد  از کار خودم خجالت کشیدم و در دلم از امام لیه السلام) عذرخواهی کردم و از بقیه اعمالی که در حرم داشتم منصرف شدم تا با پسرم به هتل بریم و به او شام بدم .

از حرم خارج شدیم که شما رو در صحن دیدم و این شامِ تعارفی حضرت رضا رو . . . حالا نمیدونم حال خودمو چطوری براتون توصیف کنم . ای کاش به پسرم می گفتم چیز دیگری از حضرت بخواد ؛ و مجددا زد زیر گریه  . . .

در حالیکه خودم هم گریه میکردم با خوشحالی شام رو به اون پسر دادم و از اینکه حضرت منو پذیرفتند احساس سرافرازی و سربلندی کردم و البته مشکل بنده نیزبه سرعت گره گشایی شد .

 

 

هتک حرمت به مرقد حجربن عدی

تاریخ ز تکرار خودش گریان است

با نوح بگو که نوبت طوفان است

ازمرقد حجربن عدی فهمیدم

ازچیست مزارفاطمه س بنهان است

هتك حرمت مزار حجر بن عدی، صحابی 
بزرگ پیامبر (ص) به دست تروریست های حاضر در سوریه

ادامه نوشته

غروب حرم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

اومدم تا ببینم لحظه عاشق شدنو؛
به دلم افتاده بود صدا زدین آقا منو؛
دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی؛
کمتر از آهو که نیستم می شه ضامنم بشی ...

مطلب درباره ی شهدا

شهدا میگویند ما رفتیم...شما بعد ما چه کردید؟؟؟؟

ز بهر تفنگ، سینه ام تنگ شده

دلتنگ هوای جبهه و جنگ شده

در سینه ی من دوباره دل از سرِ شوق

در یاد هوای جبهه دلتنگ شده

* * *
ما از قافله ی شهدا بازماندیم. همین دیروز بود که در جبهه های جنوب کشور هم رکاب شهیدان مجید بشکوه، هدایت احمدنیا، حسن وردیانی، یوسف قربانی، حسین فروزش، شهرام مجاهدی، عبدالرسول شکیبازاده، عبدالرضا مجیدزاده، محمود بیرمی، اسماعیل غریبی، محمدصادق غریبی، باقر بحرینی و علی فقیه بودیم.
این مرغان آغشته به خون به مدرسه ی شهدات رفتند و ما ماندیم.
همین دیروز بود که در جزیره ی فاو عراق، بمب های شیمیایی اسکتبار بر بدن سربازان و غیورمردان دلیر سپاه اسلام فرود می آمد و هنوز هم آثار این شیمیایی ها آن یادگاران دفاع مقدس را اذیت می کند.
دفاع از خاک پاک و مطهر کشورمان یک تکلیف بود و امروز هم تکلیف خود می دانیم.
اگر همین امروز مقام معظم رهبری حکم جهاد دهند حاضریم جانمان را فدای کشور کنیم.
امروز شهدا به ما می گویند، ما رفتیم. شما بعد از ما چه کردید.
آیا پاسخی خواهیم داشت؟ 

................................................................................

به پهلوی شکسته فاطمه زهرا قسمتان میدهم که حجاب

 را...

حجاب را....

حجاب را.....

رعایت کنید...

شهید حمید رستمی

عکس شهدا

کوچه هایمان را به نامشان کرده ایم تاهروقت نشانی

منزلمان را میدهیم

بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به منزل میرسیم

ادامه نوشته

دعا امام رضا ع برای امام زمان

یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان علیه السلام امرمى فرمود و یکى از دعاهاى ایشان براى آن حضرت چنین بود:

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

حرم ضامن اهو

خبری درحرم ضامن اهوشده است

صحن ها بیشتر از بیش چ خشبوشده است

طرف بنجره فولادهیاهو شده است

باز یک چشمه ازان لطف وکرم روشده است

ایت الله جوادی املی

گفتاری منتشرنشده از ایت الله جوادی املی درباره امام رضا



برای خواندن به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته